عقب عقب راه می روم؛  رو به جلو.

يعنی در واقع پشت به جلو.

يا همان رو به عقب.

ولی جهتم رو به جلوست.

جهت من که نه! جهت زمان؛ جهت زندگی

هی زمين می خورم و بعدش جلوی پاهام (در واقع يعنی عقب پاهام) رو می بينم

به جای اينکه اول جلوی پاهام رو ببينم و زمين نخورم

اینم يه جور زندگيه رو به گذشته پشت به آينده...

لينک