یه دوستی میگفت: ارزش کار سخت در یکبار انجام دادنش نیست بلکه در مداومت زمانی اون    

کاره. مهم نیست که ما یکبار قله دماوند رو فتح کنیم؛ مهم اینه که بتونیم کوهنورد باشیم.

خود من هر کار سختی رو بشرط اینکه زمان انجام دادنش کوتاه باشه میتونم انجام بدم ولی از

کارهایی که باید زمان زیادی صرف بشه تا نتیجه کار رو ببینم یه جورایی هراس دارم. همینه که

چیزها یی رو که زمان زیادی برای بدست آوردن و داشتنشون صرف کردم برام ارزش

زیادی دارند. همون حرفی که شازده کوچولو میگفت:(( ارزش هر چیز به اندازه عمریه که به پاش

صرف کردی)).

زندگی تنها سرمایه واقعی ماست؛ که فقط یکبار هم فرصت داشتنشو داریم و وقتی ما زمان

زمان زیادی رو برای یه کاری یا کسی صرف می کنیم ؛ از عمرمون مایه میذاریم و بهمین دلیله که

هر چی زمان بیشتری براش بذاریم؛ ارزش اون بالاتر میره... 

/ 10 نظر / 3 بازدید
سهیل

مشکل اینه که حتی وقتی میبینیم چیز ذاتاً به درد نخوری بوده، به همین دلیل نمیتونیم ازش دل بکنیم. مثلا رابطه با کسی که از اول اشتباهاً ایجاد کردیم و به دردمون نمیخوره رو با جون کندن حفظ میکنیم. باید دل کندن رو تمرین کنیم!

کاکتوس

خوبه ... ولی بعضی از چيزها هستند که بايد از دست بديم ... اينش بده ... اينهمه وقت براش ميزاری ولی فقط مقدار کمی پيشت ميمونه ... شايد لطفش به همينه ... !!!

شيرين

آخه هميشه اونی که براش بيشتر وقت صرف می کنی،مايه ميذاری و سختی می کشی، خراب تر از همه ميشه

ماهی

با سهيل موافقم.ترس از اعلام (حتی به خودمون) به هدر دادن قسمتی از عمرمون باعث می شه دو دستی بچسبيم به خيلی چيزهای به دردنخور و رابطه های اشتباه.

مصطفی

ولی اگه بفهمی که عمرت رو پای یه چیز بیخودی گذاشتی چی؟

مرجان

منقلب شدم متن رو خوندم

هری پاتر

سلام....ارزشش بالاتر ميره ولی...ولی کاش قدر ميدونست

عطيه

منم اغلب موارد از انجام دادن کارهايی که زمان زيادی می گيره هراس دارم... شايد الان بيشتر... کوچيکتر که بودم راحت دل به دريا می زدم و اتفاقاْ بيشتر می رفتم سراغ کارهای بزرگ ... چون حسی در مورد کوتاهی روزهای عمر نداشتم... چه روزای خوبی بود ها....

گلناز

بعضی وقتها به خودم ميگفتم واقعا ارزش اين همه زمان و انرژی رو داره؟ميدونی بهم ثابت کرد که نداشت.....برای همين ديگه برام ارزشی نداره... (دارم از يه خاطره قديمی حرف ميزنم). دلم برای نوشته هات تنگ شده بود.ميدونی که اوضاع من چه جوريه...باز هم از اون امتحانهای خر و گاوی.....

میو

ميبينم که همه يه جورايی باهات مخالفن! منم در عقیده همينطورم ولی خودت ميدونی که در عمل باهات فرقی ندارم. معضل جایی پیدا میشه که وقتی که گذاشتی تلف شده باشه و تو هی ادامه بدی و باز هی وقت تلف بشه. به نظر من مهم نیست که طرف قدر بدونه یا نه. آدم واسه دل خودش این کارو میکنه. اما مهم اینه که دل آدم راضی باشه. اگه انرژی بذاری و ناراضی باشی دیگه واویلا...