یادش بخیر چادر گل گلی ام رو می پوشیدم ؛ عروسک به بغل می رفتم سراغ مادرم که بیا بازی

 کنیم

مادرم مامان من می شد و من دخترش. من دکتر شده بودم؛ ازدواج کرده بودم با یک دکتر که

استاد دانشگاه هم بود و یک دختر داشتم. اینها رو مامانم تعیین می کرد.

صبحها می رفتم خونه مامانم بهش سر بزنم. چادر به سر و پچه به بغل. می گفتم: تق تق

مامانم می گفت: چیک

میرفتم تو و شروع میکردم به شکایت از تاکسی هایی که گیر نمی اومدند و مادرم که انگار

 داشت آینده منو بازی میکرد؛ میگفت:( پس ماشینت کو؟)

من که عاشق تاکسی سواری توی بازی بودم آروم میگفتم: (مثلا پیش شوهرمه)

مامانم می گفت:( پس ماشین خودت کو؟ )

بازم آرومتر می گفتم: (تعمیرگاهه) و حرص می خوردم که مامان بازیمونو خراب نکن...

بعد برای مامانم تعریف میکردم که دیشب مهمون داشتیم و من کلی غذا درست کردم و وای

چقدر خسته شدم و ...

مادرم دوباره دلخور میشد که مگه شوهرت کمکت نکرد ؟ و من دوباره حرص می خوردم و دلیل

می آوردم و ...

یادش بخیر مامانم طوری بازی میکرد که انگار داره آینده منو بازی می کنه ... مامانم آینده منو  

 بی  نقص بازی میکرد....

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميو

اما يه چيزی که هست به نظرم اين خودت بودی که نقش آينده تو بازی ميکردی. آدم هميشه نقش آينده خوشو بازی ميکنه. مامانت فقط نگرانت بوده. نگران تو و آينده ت.

کاکتوس

کاش منم با مامانم بازی ميکردم !!! آخه با بابات که بازی کنی خيلی فکر ماشين و زنت که بايد دکتر باشه يا چيز ديگه رو نميکنه !!! بيشتر فکر اينه که پسرش چطوری با توپ روپايی بزنه !!! ميدونم هيچ ربطی به نوشتت نداشت ولی از هيچی که بهتر بود !!!

mahi

بزرگ هم که بشی اونا هنوز فکر می کنن خاله بازيه و رويايی برات فکر می کنن. تا حالا دقت کردی که پدر و مادرا چقدر واسه خودشون واقع بين و برای بجه هاشون خيال پردازن.(باز حرف منفی زدم من)

مصطفی

یعنی الان دخترت میاد پیشت و تو همونطوری از ماشینش میپرسی

يه بنده خدا

خيلی جالب بود .... مامان من که با من بازی نکرده به نظرت آينده من چجوری ميشه

گلی

سلام خاك به سرم ازون موقع فكر شوهر كردن بودي؟!ميای همو ببينيم؟؟

گلناز

اللهی بگردم که مامانها هميشه و همه وقت وظيفه بی چون و چرای نگران بودن رو دارن...اما به قول خودت خيلی وقتها هم به هيمت خراب کردن بازی بچه هاشو ن ميشه. راستی ببخشيد دير بهت سر زدم.امتحانهای اين دفعه بد جوری نفسمو گرفت.تازه تا چشم به هم بذارم سری سومش شروع ميشه...

Aries Pisces

زيبا بود...روياهای مامانها قشنگه ولی وای بروزی که به جای بچه ها رويا ببينند و مصر به تعبيرش باشند.

گلناز

سلام.برای پست بعديت ميخواستم پيغام بذارم اما نشد.فقط ميخواستم بگم خيلی مسئله جالبی رو مطرح کردی.الان تو شرايطی بودم که واقعا احتياج به شنيدن اين حرف داشتم.

زی زی

الان چی باران؟ بی نقصه؟