اون: تو واقعا نمی ترسی شوهرتو یک ماه تنها بذاری و بری؟

من: از چی؟؟؟؟؟؟

اون: چه جراتی داری. من هیچ وقت بیشتر از یه هفته ده روز تنهاش نمی ذارم.

من: ته لیوانمو سر میکشم.

 

پ.ن. نه! جدا از چی؟؟

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانلی

اما راستی رابطه ای که اگه همیشه نگهبانش نباشی بره به بیراهه واقعا ارزش نگه داشتن داره؟!

مارکو

لولو میاد می خورتش![شیطان]

مارکو

همیشه این بقیه هستن که مرض تردیدو به جون آدم میندازن.به محض برخورد با این آدما برای همیشه ترکشون کردم.گور بابای ده بیس سال دوستی.

سرو

من خنگم چشم بسته اعتماد می کنم

عطیه

بابا بذار بنده خدا یه نفسی بکشه !!! اینم یه جور تنوعه دیگه که هر دوتون بهش احتیاج دارین... راستی یه اعترافی بکنم؟! نمیدونم چرا احساسم این بود که شما مجردین؟! آخه هیچ وقت از همسری ننوشته بودین بابام جان (به قول دینا!)

ماهی

حالا جدا نمی ترسی:ى

لیلا

من گاهی وقتا برای دلخوشی به خود میگم از این آدما دیگه تو همسن و سالای ما نیست ولی مثل اینکه ، زهی خیال باطل !

استوانه

خوب به نظر من حق با اونه. با شناختی که من از شوهرت دارم اصلا بهت این سفر رو پیشنهاد نمی کنم. [نیشخند]

یلدا

از هر چی بترسی سرت میاد.. به نظرم تو رابطه مهم تر از همه اعتماده و آزادی دادن به طرفت که تو اینو خوب رعایت می کنی.... ازت خوشم میاد...

مهدي

اگه این اعتماد تو زندگی از بین رفت دیگه اون زندگی هیچ وقت زندگی نمی‌شه...