گزارش...

1- خب ما اینجا هوای -14 با باد شدید را هم تجربه کردیم، در آن هوا بیرون هم رفتیم و

نمردیم. گیریم یخ کرده باشیم. این روزها ولی هوا -4 و اینهاست که با احتساب باد لابد

-8 باید باشد و خب ما همچنان یخ می کنیم. واضح است که از یک ماه پیش هوا طوری

است که دوچرخه را باید بیخیال شد.

2- با یک گروه جدید اینترنشنال آشنا شده ام. میانگین سنی گروه 45 است و من ظاهرا

جوان ترین عضو گروهم. هر دو هفته یکبار دو ساعتی دورهم جمع می شوند و حرف می

زنند. تجربه جالبی است. یکی از اعضا گروه که اخیرا بچه دار  شده دیروز آمده بود با

بچه اش. خیلی سخت بود که احساساتم را در مورد یک بچه بانمک ژاپنی بدون

استفاده از زبان فارسی بیان کنم. احساس آن بازی را داشتم که دستان آدم را از

پشت می بندد و تو باید سیبی را که با یک نخ جلوی صورتت آویزان است گاز بزنی.

و چقدر کمبود دستت را حس می کنی.

3- کتاب ابله داستایوفسکی را بالاخره شروع کرده ام و همزمان برای بار سوم جاودانگی

را هم می خوانم و ایمان می آورم به کوندرا.

/ 6 نظر / 5 بازدید
میم لام

انگار اوضاع شهر ما را وصف می کنید! تازه بعد از بار سوم ایمان می آورید به کوندرا آیا؟

پگاه

سلام، ما نزدیک های سال نو (20-) را هم تجربه کردیم و پیاده هم در آن قدم زدیم خیلی سرد بوذ یه بار هم در (15-) خرید داشتیم کولاک هم بود از زمین بلندمون میکرد ، برگشتنه تاکسی گرفتیم ،راننده گفت این هوا که سرد نیست[تعجب].... من ابله را ایران میخواستم بخونم وقت نشد

زندان آسمان

ممنون از گزارش هواشناسی .مطمئن شدم از یخما نمردی[ماچ]من جاودانگی رو دو ساله که خریدم وتا حالا دوبار نصفه خوندم امیدوارم بتونم بالاخره یه روزی تمومش کنم . شوخی رو هم دوبار نصفه خوندم[ناراحت]

آرزو

سلام دوست جون دیشب رفتم فیلم "هرشب تنهایی" رو دیدم و کلی یادت کردم . می دونی که منظورم چیه؟؟؟ [چشمک]

آوامین

من جاودانگیش رو نخوندم و انگار چیز مهمی رو از دست دادم ! م رسی که گقتی باران جان ...خوبی؟ آیلتش قبول شدی به ما شیرینی بدی یا نه ؟ ببخش دیر دیر میام ...کلا نت نمیام زیاد و گرنه هر بار میام تو جز عزیزتریناااااایی.. خوش به حالت برف می بینی جای منم ببین و یه ذره هم بخور !!جدی گفتم ...شنیدی که برف با شیره می چسبه ؟ وایی...برففففففففف[ماچ]

یلدا

جاودانگی ک.ندرا................ هی ایدش یه خیر! آن مثال بازی سیبت با حال بود ..هاها[خنده]