آدم از یک سنی که می گذرد شاید هم از یک زمانی به بعد دیگر دستش برای خودش رو

می شود. نمی تواند سر خودش کلاه بگذارد. یکسری چیزهایی راجع به خودش دستش

می اید که نمی تواند ازشان چشم پوشی کند. نمی تواند بیخیال گذشته بشود و مثلا

بخودش بگوید اینبار می توانم. یا اینبار فرق دارد. به عبارتی مختصات شخصیتی خودش

و حتی تعداد درجات آزادی اش برایش مثل روز روشن می شود. نمی تواند از خودش

انتظار داشته باشد یا به خودش امید بدهد که توی یک موقعیتی که بارها خودش را

امتحان کرده اینبار برخلاف گذشته  نتجه مطلوب خواهد گرفت.

یک روزهایی بود که اول ترم فکر میکردی می توانی 20 واحد درس اختصاصی برداری و

همه را شدیدا پاس کنی و بدرخشی و...و هر ترم همینکار را می کردی و چشمت را می

بستی به روی ترم های پیش و باز همان می شد. ولی از یک جایی دیگر سر عقل می

آیی. ولی این سر عقل آمدن یکجور غمگینانه ای به آدم احساس ناتوانی می دهد.

یک جور احساس خود آگاهی ناخوشایند. احساس می کنی تمام خودت را کشف کرده

ای. تمام قابلیت هایت را و دیگر نخواهی توانست خودت را غافلگیر کنی. کاری کنی که

باورت نمی شده که بتوانی.

بله از یک زمانی آدم اینطوری می شود و این خیلی غم انگیز است.

/ 10 نظر / 4 بازدید
زندان آسمان

آخی دلم برای ترمو دینامیک تنگ شد [زبان]به نظرم باز هم می شه خودتو غافلگیر کنی باید یه مدتی همین طور که می گی به شناختت از خودت احترام بذاری وبعد یی هو![چشمک]یه حرکت متهورانه انجام بدی وحسابی خودتو غافلگیر کنی این اتفاق هر 5 -6 سال می تونه بیفته[عینک]

زندان آسمان

راستی تو نمی تونی کامنت ها رو جواب بدی آدم حس می کنه داره با دیوار حرف می زنه .تو که اونجا دیگه مشکل سرعت اینترنت نداری[عصبانی]

پگاه

ولی من هرکار میکنم نمیتونم باهاش کنار بیام و باز هم سنگ های بزرگ...

مانلی

انقدر خوب گفتی که تمام موارد اینجوری خودم یادم اومد و غصه دار شدم!

علی

سلام خوبین؟حقیقتها همیشه روشنگر راه ماست زیبا بود علی[گل]

و.ن

می دونی باهات موافقم... اصن درجه آزادی ما چیز مزخرفیه که همه چی ازون میاد... وقتی کم میشه، انقد دم کلفت میشه که امید میل می کنه به بینهایت... وقتی هم که زیاد میشه همه میشن عیهو همدیگه... بهترین چیز انگار اینه که کار به کارش نداشته باشی... اونم که نمیشه واقعا... پس چی؟ حرف مفت می زنم...

پری سا

منم این حس را مدتی دارم ،ديگر خوب مي دانم چه آدمي هستم و چي مي خواهم باشم .گاهي اين آگاهي خوبه اما بعضي اوقات كشنده است. تمام حسنش اينه كه دنبال آرزو هاي واقعي مون مي ريم.