گاهی چیزهای کوچک برای آدم دغدغه های بزرگ ایجاد می کنند. مثلا قرار است یک

ایمیل برای کسی بفرستی. یا یک تلفن به یک دوست قدیمی که مدتهاست ازش خبر

نداری. بعد از یک زمانی این کارهای کوچک خودبخود منتقل می شوند توی لیست بلند

بالای کارهای عقب افتاده. می روند جزء گروهی که هر روز با یادآوری شان حرص

میخوری. گاهی حتی لیستت را پاره می کنی بسکه عذابت می دهد. هرچند که لیست

مورد بحث مستقل از وجود کاغذی یا نرم افزاری اش توی ذهن آشفته ات حک شده و به

حیات موذیانه و آزاردهنده اش ادامه می دهد. کل مسئله بقدری احمقانه است که

نمی شود برایش راه حلی متصور شد. یکسری کار ساده که باید انجامشان بدهی

و تمام. گوشی تلفن را برداری و شماره رابگیری.  ولی موضوع اصلا به این سادگی

نیست یک نیروی بازدارنده متوقفت می کند. انگار که بخواهد لیست را از نابودی نجات

دهد. حتی اگر موفق شوی خودت را از لای تارهای در هم تنیده کرختی برهانی

و آن کارهای نفرین شده را تمام کنی باز هم انگار با نیرویی پنهانی یکسری

کارها را هل می دهی آن تو.  و من واقعا گاهی از تلاش بی وقفه این نیروی

درونی ام  برای آزار رساندن به خودم در عجب می مانم.

 

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
looli

به لیستت اضافه کن: آمدن لولی برای سال نو [شوخی][قلب]

استوانه

همین لیست احمقانه من اینقدر پر و پیمونه که هر روز یک خط عمیق میندازه روی روحم

یلدا

دقیقا........ گاهی یک چیزایی را آنقدر بی نظیر می گی که خیلی خوشم میاد.

saravi kija

naaaaaaaaaaa... dige man motmaen shodam ke to ye rabti be man dari... nemishe ke hay harfaye man ro benevisi.. mishe????????

گلپر

جانا سخن از زبان ما می گویی .

زندان آسمان

کجاااااااااااییییییییییییییی[سوال][گل]

مانلی

کجایی ذوست جان که دلتنگت شدیم..

barandeye parsi

بزرگترين سايت پيش بيني مسابقات ورزشي همراه با جوايز ميليوني بدون قرعه کشي