پرده حریر هوشیاری من...

یک مبحثی هم باید باشد در علم روانکاوی به نام روانکاوی مستی. همانجور که خوابها را تحلیل می کنند در راستای کاویدن ناخودآگاه آدم، مستی آدمها را هم باید کاوید. اینکه آدمها چطور خودشان را بروز می دهند وقتی صد در صد مستند. چقدرش بر اساس تصمیم است. آیا خوش بحال کسی است که می تواند در مستی بیخیال تمام مرزهایی شود که در هوشیاری هرگز نمی توانسته بشکند؟ اصلا چه کسی پنهان شده پشت  پرده هوشیاری هر آدمی. چرا خیلی آدمها مستشان انگار کس دیگری است؟  اصلا کدامشان واقعی تر است؟ شاید کسی درون ادم هست که وقت مستی بیرون می آید فقط و می خواهد نشانمان بدهد درد دلش را. مثل خوابها. باید کسی باشد که  مستی آدمها را برایشان ترجمه کند.

/ 5 نظر / 11 بازدید
hajar

:)

میو

بذار مستی همینطوری دست نخورده بمونه. بیان تحلیلش کنن برامون ممکنه خوشمون نیاد دیگه مستی هم زهرمون بشه. گفته باشم.

نازنین

خیلی جالبه.ممم به نظرم اینطور باید باشه که همه کودک می شن ولی برای آدمای مختلف اینکه کدوم قسمت کودکشون خودشو بروز می ده فرق می کنه.ولی واقعا ایده ی جالبیه.

yalda

rast migi .. man ke kolan fek konam kheylia faghat mastio bahoone mikonan ta khodeshoon bashan .. vaagrana adam vaghte masti hatta hoshyartar az hoshyarie o kamelan mioone ke chikar mikone

mahi

اینقدر شاد شدم یک دفعه دیدم سه تا پست نوشتی. یک همکاری دارم نزدیکهای شصت سالگی اه. وقتی از جنس تجربه های غم پوچی دو تا پست قبل باهاش حرف می زنم. میگه درمونش پیر شدنه. پیر می شی خوب میشه. مسخره است یک جورایی انگار چاره ای جز رد شدن ازشون وجود نداره.چند بار که ازش رد شی حتی می تونی منوآل گذار از پوچی برای خودت بدی.