بیش از یک ماه است که ننوشته ام. سفر رفتم. سه پایتخت زیبای اروپا را دیدم. مهمانهای

عزیزم از ایران آمدند و ماندند و برگشتند. تابستان سوئد هم آمد و رفت.

و آدمی که من باشم هیچ قصد نوشتن سفرنامه ندارم. حتی برای ثبت در خاطراتم. 

خاطرات دلچسب جالترین سفر زندگیم را میگذارم توی یک فولدر جداگانه و برمیگردم به

زندگی روزمره. به صدای کشدار الارم موبایل ساعت هفت صبح. به میز کارم توی

دانشگاه. به میز کوچک آشپز خانه، به کاناپه سورمه ای، به پلی لیست همیشگی. و دلم را

می گذارم تنگ بشود برای روزهای رفته.

/ 7 نظر / 4 بازدید
پگاه

سفر همیشه لذیذه . بخصوص اروپا واسه سفر چیز دیگه است . من هم زیبایی که پارسال در اروپا دیدم خیلی جذاب تر بود از اینجا.....

زندان آسمان

خصوصی[عصبانی]

عطیه

چه خوب! همین که این مدت - هر چند کوتاه- خوش گذشته و شده جزو خاطرات به یاد ماندنی خیلی خیلی ارزشمنده... به امید تکرار این خاطرات به یادماندنی...

فریدا

[گل]

فریدا

[گل]

ميشوكا

[گل]

امیر محسن پور

ما منتظر خاطره هستیم / هیچ جا نمی ریم همین جا هستیم. یعنی چی که آخه؟ آدم 3 تا پایتخت زیبای اروپایی رو بره ببینه و خاطره نگه؟ مگه الکیه؟ این به دور از خصوصیات ایرانی گریه. آدم انقدر غرب زده می شه؟ مش قاسم به هر دلیلی از قیاس آباد می گفت اون وقت تو می خوای خاطره نگی؟ و ایضاَ ما منتظر خاطره ....