هوا خوب است. پنجره ها را باز گذاشته ام. باد می پیچد توی خانه. لای وسایلی که همه جا پخش شده اند. و من دارم سعی می کنم توی هفت تا کارتن و سه تا چمدان جایشان بدهم. فردا قرار است برویم خانه جدید که بزرگتر است. ظرفها را از توی کابینت در می آوررم و می پیچم لای روزنامه.

مثل پارسال همین وقتها که همه زندگی ام را خلاصه کردم توی کارتونهای موز و بارشان زدم فرستادم خانه پدری تا توی اتاق خواب بچگی ام بپوسند لابد. یاد پارسال نفسم را بند می آورد. یاد سمیه که کنارم می نشست برایم حرف می زدو ظرفها را می پیچید لای روزنامه. و من می دانستم دقیقا می دانستم که چقدر دلتنگش خواهم بود وقتی اینجا تنها بین وسایل نشسته ام و اشکهایم می چکد روی روزنامه.ولی نمی دانستم دلتنگی ام اینجور نفسگیر است. اینقدر بی رحم. نمی دانستم دلتنگی ام اینجا دیگر از جنس خاطره نیست از جنس لحظه نیست .نمی دانستم اینجور مدام است و قاطع.

آدمیزاد واقعا خودش را نمی شناسد نمی داند ته دلش چه جای دنج امنی است وقتی می تواند کنار دوستش بنشیند و سیب گاز بزند و به همان راحتی سیب گاز زدن درونی ترین حسهایش را حرف بزند. نمی داند، نمی داند، نمی داند و یک روز می فهمد. یک روزکه هزاران کیلومتر فاصله دارد با آن لحظه های ساده امن. یک روز که تنها نشسته وسط کارتن ها و اشکهایش می چکد روی روزنامه ...

 

 

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه

آخ. میفهمم چه احساسی داری...ولی چند سال که بمونی این دلتنگی ها کم میشه و فکر نکن که این علامت خوبیه

پگاه

شما توتام حالا هی واسه هم بنویسید من را یاد دوست هام بندازید تا اشک بریزم... ولی باران قبول کن استرس پارسال و بلاتکلیفی اش از دلتنگی سنگین این روزها بدتره... ایشالا یه روزی همه ی اون هایی که ما دوستشون داریم و اون ها دوستمون دارن باز یه جا جمع شیم و به همه ی این سالها بخندیم و بهش " وی "نشون بدیم . همین طور به این چرخ فلک که بفهمه قدرت محبت و دوستی گرانفروشی اون راهم غالبه.... [ماچ] واسه ی همه ی دوستان خالص

زی

"ولی نمی دانستم دلتنگی ام اینجور نفسگیر است. اینقدر بی رحم. نمی دانستم دلتنگی ام اینجا دیگر از جنس خاطره نیست از جنس لحظه نیست .نمی دانستم اینجور مدام است و قاطع." .... وصف حال بود پری

زندان آسمان

لازم بود منم به جای اون همه هرهر وکرکر کمی باهات اشک بریزم تا حالا موقع اسباب کشی دلت برای منم تنگ بشه .خونه نو مبارک .هیچی به اندازه این کیف نمی ده که آدم جاش بزرگتر بشه می تونی کلی خرید کنی با جای بزرگتر[ماچ]

مانلی

[ناراحت]

شازده

اینجا هم خبری نیست. آسمون همیشه یک رنگه. منتها ما دلمون گاهی میگیره دیگه. کاریش هم نمیشه کرد.