من از پیکان متنفرم (منظورم ماشین پیکانه خب! ) ولی پیکان درب و داغون رو به پیکان تر و تمیز و

 اسپرت شده و مجهز کاملا ترجیح میدم . چرا؟ چون صاحب یک پیکان از نوع دوم

 می خواد نشون بده که نه تنها پیکان خریده بلکه خیلی هم از پیکان خریدن خودش راضیه و اگه

 پول بیشتری هم داشت باز هم پیکان می خرید. و بنابر این خودش هم پیکانی بیش نیست04.gif 

ولی آدم دارنده پیکان نوع اول نشون میده که از سر ناچاری اینکارو کرده و حداقل فضاحت پیکانو

پذیرفته...

 گاهی فکر میکنم تلاشهای  ما  برای اثبات  آزاد بودن و اختیار داشتن دقیقا مثل اسپرت کردن

پیکانه ...

پ.ن. من از خوشبختی به شرط حماقت متنفرم

 

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيرين

خوشحالم که از سفرت راضی هستی و با موفقیت برگشتی . از نوع نگاهت به خوشبختي ( به شرط حماقت!) خيلی خوشم اومد. قشنگ نوشته بودي

...

پيکان چه اهميتی داره و حماقت؟ به عنوان آخرین کلام بايد از خودت متنفر نشی. هیچوقت. مهم اینه که عليرغم ادعاهات هنوزم ياد بگيری. خيلی چيزارو. شايد وقت نشه. هيچوقت. مهم اينه که...

مصظفی

ولی به نظر من آدم باید از همون حداقل هایی هم که داره لذت ببره، اگه آدامس لاو ایز نداریم، با یه سقز خروس نشون هم میشه حال کرد

میو

خوشبختی خیلی وقتا فقط به شرط حماقته

عطيه

چه خوب که سفرت موفقيت آميز بوده... در مورد پيکان با نظريه ات موافقم... خوشبختی به شرط حماقت خيلی بدتر از فرضيه ی پيکانه...فاجعه ست... تحقير آميزه... نه...اصلا قابل تحمل نيست...

ناهید

اون پ.ن. آخر واقعا قشنگ بود باهاش حال کردم

هلن

جمله قبل از پ.ن خيلی بامفهوم بود.چندين دقيقه بهش فکر کردم و تصميم گرفتم تا جايی که ميتونم دچارش نشم.

گلناز

آخ که حرف دل منو زدی.....تازه من از اردی هم متنفرم....

پونه

احتمالاْ از پرايدوآردی وسمند هم متنفر خواهی شد