از مردهای زیادی با سلایق، موقعیتها و حتی ملیتهای مختلف شنیده ام که ادعا می

کنند که می توانند دقایق متمادی یک جا بنشینند و به هیچ چیز - دقیقا به هیچ چیز -

فکر نکنند. یکی حتی اعتقاد دارد سیستم مغز مردها طبقه بندی شده است. انگار که

مثلا یک سری جعبه هایی باشد که هر کدام حاوی یک نیاز یا یک موضوع است. 

و این جعبه ها کاملا مستقل از هم کار می کنند و تفکیک پذیرند .که خب البته من

نمی توانم آن جور که خودش توضیح می دهد مسئله را روشن کنم. ولی

بهر حال این آقا می گوید یکی از این جعبه ها هست که در مغز اکثر مردها موجود است

و درش را که باز می کنی در آن دقیقا هیچ چیز نیست. به این معنی که مردها گاهی به

هیچ نیاز دارند. یعنی همان که اول گفتم نیاز دارند یک یکجا بنشینند و هیچ کاری نکنند

و به هیچ چیز هم فکر نکنند.

منصفانه اگر بخواهم قضاوت کنم من به هیچ وجه چنین چیزی را نه تنها درک حتی باور

هم نمی کنم. یعنی اصلا برایم خارج از تصور است که بشود حتی برای لحظه ای  به

هیچ چیز فکر نکرد. البته من به شخصه مشکلم این است که من حتی نمی توانم برای

مدتی یک جا بنشینم و فقط فکر کنم. خب مگر اینکه مثلا توی اتوبوسی هواپیمایی

چیزی باشم و یا اینقدر مریض باشم که نتوانم از جایم تکان بخورم.

اما خوب که فکر می کنم می بینم واقعا اگر چنین چیزی امکان پذیر باشد من از یک

موهبت ارزشمند بی نصیب مانده ام.گاهی وقعا نیاز دارم که به هیچ چیز فکر نکنم.

خالی خالی باشم. گاهی طوری در دالانهای تودرتوی افکارم گم می شوم که امکان

ندارد راه برگشت را پیدا کنم. و این را هم بگویم که هیچ لازم نیست که این افکار

ارزش خاصی داشته باشند و یا مشکل خاصی را حل کنند. که خیلی وقتها دقیقا

نتیجه معکوس می دهند. خیلی وقتها که فقط باید بشینی و اجازه بدهی همه چیز

به روال عادی خودش پیش برود اینقدر فکر می کنی تا آخر بلند می شوی و فکرت

را عملی می کنی و گند می زنی به روندی که مثلا قرار بوده طبیعی باشد.

بهر حال کلا می خواستم بگویم بنده عمیقا به آن دسته از مردانی که چنین

خصوصیتی دارند غبطه می خورم.

 

 

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
ماهی

واییییی باورت میشه هفته پیش من و علی کلی راجع به این قضیه که بعضی وقتها به هیچ چیز فکر میکنه بحث میکردیم. خیلی جالبه این تله پاتی بله عزیزم مردها چنین قدرتی دارند(فکر میکنم کاملا قدرته) و من باید خودم رو مجبور کنم که در یک زمان فقط به یک چیز فکر کنم نه هزار تا:)

من

تو مگه فردا امتحان نداری بشین درس بخون به جای این کارا!![قهقهه]

مارکوپولو

یه حالی میده که نگو! نمی دونم شاید شماها هم بتونید.کافیه به مهمونی دیشب و لباس زری خانوم و انگشتر پری خانوم و کفش مینا جون و مانتوی سوسن جون و مبلمان خونه ی نسترن جون فکر نکنید!!!![چشمک]

آوامین

انشالله امتحانت موفقیت آمیز بشه ....

آوامین

من سه تا کامنت دادم باران جان اما یکیش پابلیش شد و اون دو تای دیگه نه !!!الان موندم خصوصی شدن برات یا اینکه پرشین خوردتشون...خواستم بگم اگه نیومدن بهم بگی دوباره بنویسم !مرسی[خجالت]

استوانه

آره خیلی باحاله که به چیزی فکر نکنی. اینه که میگن مردا اشرف مخلوقاتن دیگه. تو اگه تونستی یه گوشه برای یه دقیقه هم شده آروم بگیری؟[زبان]

لولی

البته انحصارا هم مختص مردها نیست باران عزیز. من خیلی اینو تجربه میکنم و خوب همیشه به خودم می گم که حتما یادم نیست که به چی فکر می کردم (شاید واسه این که ما زنها همیشه می خوایم به یه چیزهایی فکر کنیم و برنامه ریزی کنیم و ...) در حالی که واقعا به چیزی فکر نمی کردم! وقتی به ذهن خودت آگاهانه اجازه بدی که بعضی وقتها به چیزی فکر نکنه، خوب اونم این کارو می کنه. آیا تو این اجازه و یا این حق رو تا حالا بهش دادی؟ البته شایدم ما زنها ژنتیکی و پلتیکی و سنتی و اقلیمی و ... خانه دار و بچه دار بار می یایم: دو تا کاری که نیاز به حضور هوش و حواسی داره، نه فقط فیزیکی. مثلا خیلی دوست دارم بدونم آیا زنهای خوشحال مدرن قدرتمند (نه جسمی، بلکه قانونی) سوئدی هم مثل زنهای ایرانی هستن؟[رویا] نتیجه: بلکنم که من اسثثنایی هستم در این زمینه.[نیشخند]

لولی

با آرزوی بین التعطیلینت خیلی حال کردم. [قلب]

یلدا

توی این حسودی باهات شریکم... اون تجربه گند زدن حاصل از فکر زیاد که خوراکمه [قهقهه] ... خوبی دختر؟ اوضا به کامه؟